الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

229

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

معصومين عليهم السّلام هيچ‌گاه به كتب لغت و قول علماى لغت عرب مراجعه نمىكردند ؛ چون آنها نيازى به اين امور نداشتند وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها پس نمىتوان از اين طريقه رأى المعصوم را استكشاف نمود . 3 . احتمال دارد كه اين عمل علما صرفا از باب تعبد شرعى نبوده تا حجت بوده و كاشف از يك دليل معتبر شرعى باشد ، بلكه شايد رجوع علما به اهل لغت براساس سيرهء مستمرهء عقلاييه باشد كه در هر فنى به خبرگان آن فن مراجعه مىكنند . حال شايد علما هم از همين طريقه استفاده نموده و بر اين اساس مشى نموده‌اند كه اگر اين احتمال قوى صحيح باشد ديگر اجماع يك دليل على حده نخواهد بود ، بلكه بازگشت به بناى قطعيهء عقلاييه دارد كه دليل دوم است و به زودى از آن‌هم جواب خواهيم داد پس به عقيدهء مصنف از طريق اجماع نمىتوان حجيت قول لغوى را ثابت كرد . دليل دوم : سيرهء عقلاييه يا بناى عملى عقلا . بيان ذلك : اين استدلال داراى چهار مرحله است : 1 . هنگامى كه ما به شيوهء عقلاى عالم و به عبارت ديگر عملكرد عرف عام و توده‌هاى ميليونى جهان مراجعه مىكنيم و سيرهء آنان را مورد مطالعه قرار مىدهيم مشاهده مىكنيم كه عقلاى دنيا در جميع شئونى كه به خبرگان و متخصصين نيازمندند به اهل آن فن مراجعه مىكنند فى المثل براى طراحى يك نقشهء ساختمانى و يا يك سد و يا جادهء مواصلاتى ، خردمندان جهان به مهندسين راه و ساختمان مراجعه مىكنند و يا مثلا براى طرح يك نقشهء عملياتى به نظاميان كاركشته مراجعه مىكنند و يا مثلا در دادها و ستدها به خبرگان در معاملات مراجعه مىكنند و يا مثلا براى تشخيص مرض و معالجهء آن به طبيب مراجعه مىكنند و . . . خلاصه الكلام اينكه در هر عملى كه محتاج به دقت نظر و اعمال رأى باشد به فكر و نظر خويش اعتماد نكرده و بىراهه نمىروند ، بلكه به خبرگان رجوع مىكنند . 2 . يكى از مواردى كه خيلى نيازمند به امعان‌نظر است دانستن معانى لغت و دقايق آنهاست و ترديدى نيست در اينكه عالم لغوى در فن خودش خبره است پس عقلاى عالم به عالم لغت مراجعه مىكنند .